قوچ تروفه اصفهان و محیط بان منطقه حفاظت شده موته.

منبع: فصلنامه شکار

طبیعت‌مرد امیرحسن مظهری (اگر پیشوند «دكتر» را از فرنامش انداخته‌ام بدان خاطر است كه در وادی طبیعت بسا قید و بند كه فرو می‌افتد و كسوت طبیعت‌مردی است كه اگر بر بالای كسی راست آمد، برتر و فراتر از همه داشته‌های او برمی‌نشیند از مال و خواسته تا عناوین زمینی. و «طبیعت‌مردی» را معرفت راستین زیور می‌بخشد و دانش بنیادین خلعت می‌دهد و «طبیعت‌مرد» را مرتبت چندان والاست كه هیچ عنوان زمینی دیگر- از دكتر و مهندس و استاد بگیرید تا سر و لرد و كنت و دوك و جز آن – را با آن امكان همكناری نیست.
او با همكاری مجید موسی‌خانی مطلبی را برای این شماره تدارك دیده‌اند كه بحثی است ریشه‌ای در زمینه چرایی شكار و دیدگاه‌های مرتبط با آن. بی‌شك باب این بحث گشوده است و هر كدام از شكارچیان و طبیعت‌مردان اهل نظر كه برخلاف یا در جهت تكمیل گفته‌های نویسندگان مقاله، مطلبی ارسال كنند به دست چاپ سپرده خواهد شد.
مظهری از طبیعت‌مردان، شكارچیان و تیراندازان ورزشی باسابقه چهل ساله است كه ركوردهای فراوانی را نصیب خود ساخته است. -سردبیر


سردبیر محترم مجله شكار
در روزنامه همشهری مورخ 26/2/86 مقاله‌ای در جهت محكوم كردن شكار ورزشی و تروفه به قلم یكی از كارشناسان سابق محیط‌زیست درج شده بود كه می‌تواند علاقه‌مندان به شكار و به‌خصوص شكارچیان جوان را از مسیر شكار ورزشی که همان شكار حیوانات نر و پیر و از كارافتاده است، به سمت شكار حیوانات جوان و ماده‌ها و یا «تعدادكشی» منحرف كند. در موقعیت فعلی حیات‌وحش كشور كه تعداد حیوانات شكاری به حداقل رسیده‌ است، این امر می‌تواند ضررهای جبران ناپذیری را متوجه آنان كند. لذا بر آن شدیم تا نكات چندی را در این رابطه روشن سازیم.
1 - شكار امری است فطری و غریزی كه بیش از صدها هزارسال با بشر عجین بوده است. اجداد ما نیز در طی این دوران طولانی شكارچی بودند و از این راه ارتزاق می‌كردند.
2 - در هیچ‌یك از ادیان رسمی و نیز در هیچ‌یك از كشورهای متمدن و یا در حال توسعه جهان، شكار نه تنها نفی نشده بلكه قوانین خاصی در این رابطه وضع و اجرا می‌شود. حتی در بسیاری از كشورها، به‌خصوص كشورهای افریقایی، درآمد حاصل از شكار و توریسم با درآمد نفت و گاز برابری كرده و از بابت كاهش حیوانات نیز نگرانی وجود ندارد. درست همان‌طور كه روزانه در تمام جهان میلیون‌ها رأس گاو و گوسفند و صدها میلیون قطعه پرندگان گوشتی كشتار می‌شوند و هرگز از بابت به خطر افتادن نسل مرغ و خروس و گوسفند و غیره دغدغه‌ای در كار نیست. پس مشكل در جای دیگری است كه در صورت لزوم جداگانه بحث خواهد شد.
3 - از بیش از یكصد سال قبل، ابتدا در مجامع شكار اروپا و سپس در سایر كشورهای جهان به جهت كاهش حیوانات شكاری و به‌طور كلی حیات‌وحش و در راستای حفظ حیوانات ماده و نیز نرهای جوان كه دارای قابلیت باروری بالا و در نتیجه حفظ نسل هستند، سعی بر آن شد كه شكارچیان را به سمت شكار ورزشی و تروفه كه همان شكار حیوانات نر، پیر و سالخورده است، سوق داده و تشویق كنند. چرا كه این حیوانات علاوه بر آن‌كه خود قابلیت باروری كافی ندارند، به علت وجود شاخ‌های بزرگ و سنگین و استفاده از آنها جهت منازعه بر سر ماده‌ها مانع جفت‌گیری نرهای جوان با شاخ‌های كوچك و قابلیت باروری بالا با ژنی قوی و سالم می‌شوند و لذا شكار كردن آنها علاوه بر تحصیل تروفه‌ای ارزشمند توسط شكارچی و حفظ آثار طبیعی ملی، حكم هرس گیاهان اضافی، پیر و غیر بارور توسط باغبان در باغ را دارد. یك كل، قوچ و یا گوزن پیر با استفاده از شاخ‌های سنگین و مهیب خود معمولاً چندین ماده را به صورت حرمسرا جدا كرده و نه خود با آنها جفتگیری كرده و نه اجازه این كار را به نرهای جوان می‌دهد و ممكن است تعداد زیادی از این حیوانات ماده به‌صورت غیر بارور (قِسِِر) باقی مانده و الباقی نیز از ژن ضعیف و معیوب باردار شوند.
4 - در راستای این امر یعنی تشویق شكارچیان تروفه، سازمان‌های متعددی در جهان تشكیل شده و به ركوردگیری و ثبت آنها در كتاب‌ها، اهدای كاپ و جوایز نفیس و مدال و دیپلم به این قبیل شكارچیان كردند تا مانع شكار حیوانات ماده و نرهای جوان و یا «تعداد كشی» بشوند. از مهم‌ترین این سازمان‌ها می‌توان به
Rowland-Ward,s با بیش از 125 سال سابقه اشاره كرد كه هر چهارسال یك‌بار آمار برترین‌های شكار پنج قاره جهان را در كتابی با بیش از 1500 صفحه چاپ می‌كند و نیز انجمن CIC و بون اَند کراکت و نیز كاپ معروف ودربی در امریكا كه هر چند سال یك‌بار به برترین شكارچی بین‌المللی كه در پنج قاره جهان ركوردهای بالا كسب كرده باشد، اهدا می‌شود. در كشور ما هم از حدود چهل سال پیش با الگو گرفتن از كشورهای پیشرو این امر در جهان كه به موفقیت‌های شایانی در این زمینه نایل شده بودند، شكار تروفه در راستای حفظ و تكثیر حیات‌وحش پایه‌گذاری و تشویق شد. همین كار باعث شد تا بسیاری از شكارچیان در مواجهه با حیوانات شكاری و به جهت اجتناب از فراری دادن حیوانات تروفه از تیراندازی به سایر حیوانات خودداری كنند و بدین ترتیب جان تعداد كثیری از حیوانات ماده و نیز نرهای جوان نجات پیدا كرده و حفظ می‌شد. حال به این نكته می‌رسیم كه چنانچه طبق نظریه كارشناس محترم پرندگان كه این‌بار به كارشناسی شكار پستانداران پرداخته‌اند، این كار انجام نشود چه اتفاقی خواهد افتاد؟
1-یا باید شكار را به طور كلی ممنوع كرد كه توجیه منطقی و قانونی ندارد و برخلاف عرف جهانی است. بر فرض هم كه این چنین بشود به طور قطع و مسلم ضمانت اجرایی نخواهد داشت چرا كه اگر این چنین بود در بیش از چهل منطقه حفاظت شده، پارك ملی، شكار ممنوع و غیره كه در برخی از آن‌ها بیش از چهل سال این محدودیت‌ها و ممنوعیت‌ها وجود داشته است باید از فرط كثرت حیوانات وحشی جای سوزن انداختن وجود نداشته باشد؛ حال آنكه این چنین نیست و به خصوص در سال‌های اخیر جمعیت حیات‌وحش این مناطق دچار كاهش شدید و حتی نگران كننده شده است.

مسلم است که وضع چنین قانونی تنها باعث خواهد شد که بعضی از شکارچیان ورزشی ومجاز نیزبه خیل متخلفان پیوسته و غیر قانونی غریزه خود یعنی شکار را ارضا کننئ که این موضوع مسلما" باعث تنش ودرگیری های بسیار شده و باب تخلفات وانحرافات جدیدی در این زمینه یعنی شکار و صید باز خواهد شد. در همین جا یاد اوری این نکته ضروری است که اصولا" کاهش و یا انقراض برخی گونه ها مثل ببر ایران اساسا ربطی به شکار و شکارچی نداشته و معمول گسترش تمدن و جوامع بشری و پیامدهای ناشی از ان مثل از بین رفتن زیستگاه ها و غیره بوده است وممنوع یا محدود کردن شکار کوچکترین تاثیری در این فرایند معیوب نداشته و نخواهد داشت.

۲- باید واقعیت شکار را پذیرفت وبه علت کاهش شدید حیوانات الزاما شکار ورزشی یعنی شکار تروفه را ترویج کرد تا ماده ها ونرهای جوان برای تداوم نسل سالم حفظ شده و در امان بمانند. ولی طبق اظهار نظر کارشناس محترم این قضیه نفی شده و حتی تاکیید کرده اند که باید از چاپ عکس تروفه ها وحتی اسم بردن از شکار تروفه نیز جلوگیری شود تا مبادا اشتهای بعضی ها تحریک شود. پس با این استدلال باید تمام نشریات مربوط به شکار و حیات وحش موزهای تاریخ طبیعی باغ وحشها کارگاه های تاکسدرمی فروشگاه های وسایل شکار و نیز کارخانه های تولید اسلحه نیز تعطیل شوند تا مبادا اشتهای کسی در این زمینه تحریک بشود !

 چنانچه از زاویه دیگری به این مساله نگریسته شود باید از کارشناس محترم ونیز از سایر مخالفین شکار پرسید که بر فرض محال که امر شکار انجام نشود  ایا حیوانات تروفه مثل کل وقوچهای سال خورده بالای ده یا دوازده سال که در حکم پیران صد ساله ویا بالا تر هستند تا چند سال دیگر در طبیعت باقی مانده وبر فراز قله ها رژه خواهند رفت ؟ (جایی که شاید یک ده هزار ادمیان هم شانس دیدن انها را نخواهند یافت.) طبق استدلال های بسیاری از مخالفان شکار که متاسفانه بدون اگاهی از راز ورمز ها و واقعیت های طبیعت وحشی در این باب نااگاهانه وارد شده واظهار نظر میکنند این حیوانات ظاهرا عمر نوح داشته و تا ابد ماندگار خواهند بود!؟(یا اینکه این حیوانات طعمه شکار چیان طبیعی رو تشکیل میدن قافل از اینکه اگر این حیوان تروفه اگر قرار بود طعمه شوند ده سال عمر نمی کردند و در دوران قبل از بلوغ طعمه شده بودن)

خیر این سال خوردگان در انتهای عمر خود بوده و در طبیعت وحشی شانسی برای بقا ندارند وحتی در صورت شکار نشدن خیلی زود در اثر عوامل طبیعی از بین رفته و به جای انکه شاخهای با شکوه و تروفه شان که خود در واقع یک اثر طبیعی ملی بوده و باید زینت بخش موزها ی تاریخ طبیعی باشد تا همگان شانس دیدن انها را داشته باشند و یا توسط شکارچیان تروفه که مجوز شکارشان را با قیمتهای گزاف خریداری میکنند ودر امد حاصل از ان صرف حفاظت و تکثیر خودشان میشود تبدیل به خاک شده و اثری بر جای نخواهد ماند.

این رویداد را میتوان تشبیه به باغی پر از درختان میوه کرد که توسط باغبان اب و کود داده شده وسمپاشی و وجین شده وهلوهاو گلابی ها و زردالوها رسیده است ولی انقدر انها را نچینند تا همگی فاسد شده از بین بروند.

ایا به نظر به نظر کارشناس محترم این کار غیر عاقلانه وکفران نعمت نیست ؟ پس باید واقع بینانه و وبه دور از احساسات غیر کارشناسانه و علمی به امر شکار وبه خصوص شکار ورزشی و تروفه نگریسته شود وباید به این نکته توجه کرد که در موقعیت فعلی فعلی شکار تروفه حکم هرس درختان پیر و فرسوده باغ را داشته وبا این عمل به باروری سالم و زاداوری حیات وحش کمک شده واز نظر مالی واقتصادی نیز منبع درامدی برای سازمان های حافظ حیات وحش خواهد بود.

در این مورد حتی باید پا را فراتر گذاشته و پیشنهاد شود که فقط شکار تروفه را در چهار فصل ازاد کرده وحتی تشویق کنیم چرا که در فعلی حیات وحش ایران دیگر جایی برای شکارچیان گوشتی وتعدادکش وجود نداشته وفقط شکار تروفه می تواند مجاز باشد و راه کار مناسبی برای حضور نزدیک شدن به طبیعت در شکارچیان باشد که به هر حال این جماعت میلیونی هم حق وحقوق وخواسته هایی دارند وبه جرات میتوان گفت در اکثریت انان فقط رفتن به طبیعت به بهانه شکار میتواند اقناع کننده باشد.

در اینجا مجددا تاکید میکنم که فقط وفقط شکار تروفه به دلایل تخصصی وبا نظارت دقیق سازمان محیط زیست میتواند در تمام چهار فصل ازاد باشد وخود این امر میتواند منجر به گردش ونظارت مستمر محیطبانان با هزینه ووسایل شکارچیان مجاز تروفه در شکارگاها شود که خود مانعی بزرگ در راه تکتازی شکارکشها غیر مجاز است.چرا که تجربه سالیان دراز نشان داده است در هر زمان که با وضع قوانین محدود کننده وممنوع کننده پای شکارچیان مجاز را از طبیعت بریده اند. به تعداد دها برابر شکارچیان غیر مجاز صحنه را خالی از رقیب و مزاحم یافته و طبیعت را عرصه تاخت وتاز و تجاوز قرار داده اند.

در سالهای اخیر مجوزهای شکار بزرگ فقط به مدت ۲الی۳ماه و آن هم به غلط ودقیقا در فصل جفت گیری که حیوان احتیاج به ارامش دارند تا به تولید نسل بپردازند صادر شده است. حال انکه در پروژه <<فقط شکار تروفه>> دقیقا میتوان در این زمان از صدور پروانه خودداری کرده و پس از باروری حیوانات و اختمام فصل جفت گیری که نرها معمولا دسته شده به ارتفاعات میروند و از ماده ها فاصله میگیرند اقدام به صدور پروانه تروفه کرد که به مراتب اثرات زیانبار کمتری نسبت به صدور پروانه در زمان جفتگیری دارد.

مزیت این اقدامدر این است که همواره شکارچی مجاز تروفه به همراه مامور سازمان در طبیعت حضور دارد و  مسلما این کار تاثیر چشمگیری در جلوگیری از حضور شکارچیان متخلف که در واقع رقیب و مزاحم شکارچی مجاز هستند خواهد داشت وشکارچی تروفه هم میتواند در صورت داشتن شانس ومهارت کافی فقط به شکار نرهای پیر سالخورده مثل کل و قوچ بالای ده یا دوازده سال مبادرت کند که در واقع حکم کیمیا را دارد.

البته در صورت اجرای چنین برنامه ای باید سازمان محیط زیست با نظر کارشناسی متخصصین فن شکار و زءولوژی قوانین مکمل وبازدارنده جرایم سنگین در جهت اجتناب از شکار نرهای جوان وضع کرده و مثلا به ازای هر یک سال کمتر از ده سال فلان مبلغ و حتی به صورت تصاعدی از شکارچی متخلف جریمه دریافت شود.

توضیح: در صورت قبول و تصویب چنین قانونی راجع به جزییات و نحوه  انجام ان بحث کارشناسی لازم است.

در اینجا این سوال پیش می آید که چطور میتوان نر و ماده ها را از یکدیگر تشخیص داد؟ در همین جاست که فرق بین شکارچی گوشتی و یا تعداد کش با شکارچی تروفه مشخص میشود چرا که یک شکارچی با تجربه تروفه تروفه که معمولا مجهز به دوربین های قوی و تلسکوپ و فاصله یاب و سایر تجهیزات لازم است  میتواند با یک نظر جنس و سن طول شاخ وحتی امتیاز  تقریبی حیوان را تشخیص دهد وسایرین اگر چنین توانایی را ندارند بهتر است وارد این مقوله نشده و پروانه شکار تروفه ابتیاع ننمایند چون ممکن است  با جرایم  سنگین و محرومیت از شکار مواجه شوند والبته در همین جاست که تشکیل دورههای و توجیهی و نیز صدور گواهینامه صلاحیت شکار تروفه  حداقل برای این دسته از متقاضیان شکار کاملا لازم به نظر میرسد در خاتمه یک بار دیگر یاداور میشویم که در شرایط فعلی دیگر صدور پروانه شکار بزرگ غیر تروفه به صلاح نبوده وتا تشکیل سازمانهای خصوصی ودولتی در جهت تکثیر و رهاسازی حیوانات شکاری و نیز در جهت ارضای غریزه شکار تنها راه قانونمند همین اجرای پروژه (( فقط شکار تروفه )) حداقل یکبار در سال برای شکارچی است تاهم نسل حیوانات حفظ شده و هم خواستهای اکثریت شکارچیان که رفتن به طبیعت به بهانه شکار است پاسخ مناسبی داده شود.

 امیر حسن مظهری – مجید موسی خانی

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 27 اسفند 1387    | توسط: علیرضا ملک پور    |    |
نظرات()